تحليل نسبت امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر با اصل آزادي

ضميمهاندازه
7.pdf747.06 کيلو بايت

محمدامين مُبلِّغ دايميردادي[1]

چکيده

آزادي يکي از مواهب الهي براي انسان، و داراي ابعاد وسيع فردي و اجتماعي است. پس از شيوع باورهاي ليبرالي و گرايش به برخي مفاهيم حقوق بشر غربي، اين پرسش مطرح شده است که با توجه به وجوب امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، و ساير احکام و يا کيفرهاي تحديدکننده در اسلام، تا چه ميزان به آزادي مجال داده شده است؟ در اين تحقيق برآنيم تا ابعاد مختلف اين مسئله را واکاويم.

كليدواژه‌ها:‌ امر‌به‌معروف، نهي‌از‌منکر، آزادي، حقوق بشر، استبداد، نظارت همگاني.

مقدمه

دو فريضة بزرگ امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، جزو مهم‌ترين احکام اجتماعي اسلام، و از وظايف و واجبات قطعي و اجماعي مسلمانان است. آزادي نيز يکي از مهم‌ترين موضوع‌هاي فردي و اجتماعي بشر است که در طول تاريخ جان‏هاى بسيارى براي دستيابي بدان فدا شده است.

توصيه و تأکيد اسلام بر انجام امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، موجب انگيزش حس مسئوليت عمومي افراد در جامعه، و باعث اعمال نظارت و کنترل همگاني بر رفتار و کردار فردي و اجتماعي اطرافيان و شهروندان مي‌شود. در اين‌صورت، اين دغدغه و شبهه نيز در اذهان پديد مي‌آيد که سرنوشت حق آزادي افراد چه خواهد شد؟ آيا عمل به مفاد اين نوع احکام فقهي، باعث تضييق در قلمرو آزادي افراد در جامعه و بخصوص آسيب به «آزادي‌هاي عمومي؛ نخواهد شد؟ به‌ويژه اگر در چارچوب يک نظام سياسي؛ بر اين فريضه تأکيد شود؛ در اين صورت، که در کنار احتمال خطاي مجريان، شائبه‌ سوءاستفاده‌هاي سياسي از سوي لايه‌هاي مختلف درون حاکميت به وجود مي‌آيد و بر دغدغه‌هاي سياسي دربارة سرنوشت آزادي و آزادي‌هاي موردنظر در اعلاميه‌هاي حقوق بشر نيز افزوده خواهد شد.

در دهه‌هاي اخير، يکي از باورهاي نسبتاً شايع در ميان اقشار تحصيل‌کرده در جوامع اسلامي، فراگيري اين ايده است که دستيابي به اصل آزادي، مستلزم تجديدنظر در احکام اجتماعي فقه و ناديده گرفتن برخي دستورالعمل‌ها و بايدها و نبايدهاي شرعي در عرصه اجتماع است! زيرا به باور کساني که به اطلاعات سطحي از احکام اجتماعي و سياسي اسلام بسنده کرده‌اند، دستيابي به کمال و منتهاي موهبت آزادي، تنها در پرتو پايبندي بي‌چون‌و‌چرا به مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر غربي ميسر و مطلوب جلوه مي‌نمايد. بر اساس چنين تلقي‌اي، اين باور شکل مي‌گيرد که دست يافتن به حق آزادي، در صورتي در جوامع اسلامي عينيت مي‌يابد که همه موانع فراروي آن، از جمله احکام فقهي مانند امر‌به‌معروف و نهي از منکر که به نحوي داراي سرشت دخالت در سرنوشت و رفتار ديگران است، تعطيل يا تحديد و يا بازتفسير شود.

شيوع چنين تلقي نسبت به جايگاه امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، و تلقين آن در ميان اقشار مختلف، بخصوص تحصيل‌کردگان جوان، لااقل دو آفت خطرناک را در پي خواهد داشت؛ نخست ايجاد بدبيني فراگير، نسبت به همه احکام اجتماعي فقه اسلامي، از جمله دو فريضه مترقي و بي‌مانند امر‌به‌معروف و نهي از منکر اسلامي، که بر اساس نص آيات قرآن کريم، عمل بدان‌ها مايه مباهات و امتياز امت اسلامي از سايرين است؛ دوم ترويج فرهنگ بي‌خبري و بي‌پروايي در برابر وظايف شرعي و ناديده گرفتن تکاليف و مسئوليت‌هاي اجتماعي دين و تحميل بي‌انصافي نسبت به ماهيت فاخر و پيامدهاي بسيار مثبت و مفيد امر‌به‌معروف و نهي از منکر اسلامي در عرصه حيات فردي و اجتماعي. بنابراين پرداختن به اين موضوع، مهم و تأثيرگذار ارزيابي مي‌شود.

مفاهيم اساسي

امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر

معروف از ريشه «عرف» به امور عقل‌پسند و عمل نيك و کار خوب و پسنديده گفته مي‌شود كه مشتمل بر صفت راجحه باشد، که از منظر شرع نيز مطلوب و پسنديده در پيشگاه خداوند باشد و يا شرع در آن زمينه ديدگاه مخالف نداشته باشد (طريحى، 1416ق، ج 5، ص 93؛ مصباح، 1389، ص 13). بنابراين، معروف هم شامل واجبات عقلي محض مانند اعتقاد به توحيد، و هم شامل واجبات شرعي فرعي و جزئي مي‌شود (مشكينى، بي‌تا، ص 89).

منکر معناي خلاف معروف را دارد و عبارت است از هر فعل قبيح و عمل ناروايى که مشتمل بر صفت مرجوحه و نامطلوب است؛ به قسمي که عقل سليم آن‌ را ناپسند داند و مخالف حق و ناپسند شرع باشد (مصطفوى، 1402ق، ج ‌8، ص 96)؛ اعم از اينکه از امور اعتقادي مانند شرک، و يا از امور رفتاري و افعال اختياري مانند ظلم و استبداد باشد (مشکيني، بي‌تا، ص 88).

امر‌به‌معروف و نهي از منکر نيز به معناي واداشتن به شايست و وازدن و بازداشتن از ناشايست است (تعبير «شايست و ناشايست» برگرفته از برخي تفاسير قديمي به زبان فارسي کهن مي‌باشد).


آزادي

آزادي يکي از مفاهيم مهم سياسي است که داراي ابعاد فردي و اجتماعي است. اين مفهوم همانند ساير مفاهيم سياسي ـ اجتماعي، ذاتاً مناقشه‌بردار و داراي تنوع گيج‌کننده‌‌اي از تعريف‌ها و ديدگاه‌هاست. در مکاتب مختلف اجتماعي، تعريف‌ها و تفسيرهاي گوناگوني از واژه ارائه شده است. در تعريف و تفسير اين واژه که معادل انگليسي آن «Freedom» يا «Leberty» مي‌باشد، به معاني متعددي مانند موارد ذيل اشاره شده است:

«اختيار فعل، يا ترک فعل»، «فقدان قيدوبندهاي زيان آور و غيرضرور»، «داشتن حق انجام هر عمل، تا حدي که

حق ديگران مورد تجاوز قرار نگيرد»، «مصون ماندن از اراده و دخالت مستبدانه ديگران و حکومت»، «استقلال و رهايي از ممانعت‌هاي افراد، گروه‌ها و يا حکومت» (تيم‌گري، 1387، ص 6ـ5؛ آقابخشي و افشاري‌راد، 1379، ص 223؛ آشوري، 1386، ص 20؛ بيات، 1381، ص 9؛ افروغ، 1380، ص 6ـ5؛ مبشري، بي‌تا، ص 71).

آزادي داراي جنبه‌هاي متعددي است که عرصه‌هايي از سه حوزه اساسي انساني «گرايش»، «گزينش» و «رفتار» شخص را دربرمي‌گيرد؛ مانند آزادي در عمل رفت‌وآمد، آزادي در گرايش مذهبي و گزينش عقايد، آزادي بيان، آزادي قلم، آزادي اجتماعات، آزادي کار، کردار و غيره؛ هر کدام از اين ابعاد آزادي، داراي مراحل، انواع مختلف، مصاديق و جلوه‌هاي متکثر مي‌باشد.

سرشت آزادي

پديده آزادي را مي‌توان در نگاه فلسفي همسو با مقوله‌هاي اراده و اختيار تکويني بشر تفسير، و به لحاظ کاربرد، هم‌تراز با خردمندي آدمي بدان بها داد؛ زيرا کمال حقيقي انسان تنها از رهگذر آزادي در انتخاب، گزينش آزاد، و انجام افعال اختياري قابل دستيابي است. تحقق هر فعل اختياري، مستلزم آزادي تکويني است.

بي‌شک بهره‌مندي انسان از آزادي، همانند ديگر استعدادهاي طبيعي و انساني، جزو موهبت‌هاي بزرگ خداداي براي بشر به‌شمار مي‌آيد که آثار و پيامدهاي طبيعي و حقوقي براي انسان دارد. آزادي در اسلام مبناي تکليف، و تکليف براي موجود آزاد است. درباره اهميت و قدرشناسي از نعمت آزادي، امام علي عليه السلام در توصيه به فرزندش امام حسن مجتبي عليه السلام مي‌فرمايد: «وَلَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ‏ وَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّا» (ابن‌شعبه حرانى، 1404ق، ص 77)؛ بنده غير خودت مباش، كه خدا تو را آزاد آفريده است.

بر اساس همين مباني، اين موضوع در بند «الف» از ماده پانزدهم اعلاميه اسلامي حقوق بشر، معروف به «اعلاميه قاهره»، انعکاس يافته است: «انسان آزاده متولد مي‌شود و هيچ احدي حق به بردگي کشيدن يا ذليل کردن يا مقهور کردن يا بهره کشيدن او را ندارد، مگر خداي تعالي» (ناصرزاده، 1372، ص 7).

اما بايد توجه داشت که پديده آزادي را به‌صورت مطلق نمي‌توان و نبايد تقديس کرد؛ يعني نمي‌توان آزادي را همانند مفاهيم اخلاقي چون عدالت، صداقت، سخاوت و غيره داراي هويت ارزشي و کمال ذاتي برشمرد؛ زيرا آزادي جزو پديده‌هايي نيست که خير مطلق باشد؛ بلکه سرشت آزادي نسبت به سرنوشت انسان، خالي از بار ارزشي و برهنه از اعتبار ذاتي است (تيم‌گري، 1387، ص181).

پس آزادي و مفهوم آن به‌خودي‌خود، في نفسه و به نحو لابشرط، يک امر خير و مقدس نبوده و بهره‌مندي از آن، مايه و نشانه کمال براي انسان نيست؛ بلکه صرفاً ابزاري است که مي‌تواند در مسير کمال و سعادت و يا شرارت و زشتي به‌کار رود. پس قضاوت نسبت به موارد و مصاديق عيني آزادي، بستگي به کاربرد آن دارد. از نگاه ديني و عقلي، تنها آزادى‌اي شايسته تمجيد و تقديس است که در خدمت رشد کمالات آدمي باشد.

بر اساس آيات قرآن، اسلام به هيچ وجه لجام‌گسيختگي، بي‌بند‌و‌باري و هوسراني را نمي‌پذيرد؛ بلکه از يک‌سو با برداشتن موانعى كه مانع از رشد واقعى و سالم آدميان مي‌شود، به رهايي انسان از قيد‌و‌بندهاي مخل کمال انسانيت كمك مي‌کند تا انسان‏ها رها از قيد‌و‌بندهاي جاهلي، آزادانه به سوي کمال و ارزش‏هاى متعالى سوق يابند. از سوي ديگر، اسلام با تعبيه برخى موانع شبيه «گارد ريل‌هاي» محافظت‌کننده در کنار بزرگ‌راه‌ها و با ابلاغ برخي محدوديت‌هاي شرعي، تلاش دارد از سقوط و هلاکت بشر و گرفتار آمدن انسان در دام هوس‌هاي حيواني و انحرافي پيشگيرى کند.

انواع آزادي

آزادي از جنبه‌هاي مختلف تفکيک‌هاي متفاوتي پيدا کرده است؛ «آزادي را گاه به حقوقي و آزادي فلسفي تقسيم کرده‌اند، و گاه به بيروني و دروني، و يا آزادي «از» و آزادي «در» و يا آزادي و آزادگي» (سروش، 1371، ص 14).

اما آنچه در اين بحث اهميت دارد، توجه به دو امر است؛ نخست تقسيم آزادي به دو نوع عمده و مهم «آزادي مثبت و مفيد» و «آزادي منفي و مضر»، که در اين نگاه بر نفي نوعي سطحي‌نگري نسبت به پديده آزادي و مثبت انگاري‌هاي مطلق نسبت به همه انواع و مصاديق آزادي تأکيد مي‌شود. بر اساس اين تقسيم‌بندي، از ابتدا اين باور و فرهنگ مورد حمايت قرار مي‌گيرد که پيش از هر نوع حمايت‌گري و يا ابراز دشمني با آزادي، بايد بررسي شود با کدام نوع از آزادي مواجه هستيم؛ آزادي مثبت و مفيد؟ و يا آزادي منفي و ناپسند؟ پس مطلق آزادي به صرف آزادي بودن، قابل دفاع نيست؛ دوم مورد توجه قرار گرفتن جلوه‌ها و مصاديق آزادي است، تا در مقايسه با امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، مورد ارزيابي و تحليل قرار گيرد.

از آن نظر که آزادي داراي جلوه‌ها و عرصه‌هاي گوناگون مي‌باشد، انواع آن در دو دسته قابل تفکيک و تنظيم است:

الف. آزادي رفتار و عمل: اين نوع آزادي خود متناسب با انواع تعاملات و ارتباطات افراد، دست‌کم به دو دسته قابل تفکيک است؛ نخست آزادي عمل در رفتارهاي مربوط به حوزه تعامل شخص با اطرافيان نزديک و خانواده و دوم آزادي عمل در اقدامات و موضع‌گيري‌هاي مربوط به حوزه اجتماعي است که اين خود به دو گونه تقسيم مي‌شود؛ گاه در ارتباط با اقشار مختلف مردم و شهروندان، و گاه در حوزه سياسي و در ارتباط با نظام سياسي حاکم و کارگزاران جامعه است.

ب. آزادي بيان و عقيده: اين نوع آزادي به دو طيف جدا از هم قابل تفکيک است؛ آزادي بيان بيشتر ناظر به اظهار معلومات و آزادي در اطلاع رساني، عرصه مطبوعات، نشريات و تبليغات اطلاق دارد. آزادي عقيده، بر مختار بودن و حق انتخاب داشتن انسان براي پايبندي به هر عقيده و مذهبي دلالت دارد که از هر راهي بدان گرايش و تمايل يافته است. چنان‌که بر اساس اين نوع آزادي، در نگاه سطحي چنين قلمداد مي‌شود که فرد حق ابراز آزادانه گرايش ديني و بيان عقايد خويش، و نيز حق انتخاب و عمل بر اساس مناسک و اعمال مذهبي، و اختيار برملا ساختن شعائر ديني و تبليغ و دفاع از آن، و حق تغيير عقايد را نيز داراست؛ به‌گونه‌اي که هيچ يک از مراحل يادشده به خودي خود جرم تلقي نشود.

ولي در نگاهي عميق، بايد به اين نکته توجه داشت که چون آزادي مطلق قابل دفاع نيست ـ زيرا آزادي مطلق چيزي جز هرج‌ومرج و نقض تعهدهاي اجتماعي نيست ـ محدودسازي‌هاي اجتماعي در زندگي اجتماعي بشر، شامل برخي مراحل آزادي بيان و آزادي عقيده، از جمله تغيير علني عقايد يا همان ارتداد نيز خواهد شد. اسلام در اين زمينه نيز نظر دقيقي دارد و آن مشروط کردن موضوع به رعايت ضوابط و مصالح اجتماعي و حفظ مصالح مادي و معنوي ديگران و عدم سوء‌نيت است.

نقش امر‌به‌معروف و نهي از منکر در ساماندهي آزادي

لزوم ساماندهي آزادي و تحديد آن به حدود قانون و هنجارهاي اجتماعي، مسئله‌اي خردمندانه است که هر انديشمند آگاه به مسائل اجتماعي به ضرورت ساماندهي و نطام‌مند شدن آزادي در چارچوب قانون، اخلاق، مصالح و هنجارهاي اجتماعي اذعان مي‌کند. آزادي مطلق و لجام‌گسيخته در جوامع لائيک نيز مورد پذيرش اهل خرد نيست؛ زيرا به هرج‌و‌مرج و بي‌نظمي مي‌انجامد.

اين ضرورت حتي در نگاه برخي رهبران ليبراليسم مانند منتسکيو نيز انعکاس يافته و از ديد وي نيز آزادي به صورت مطلق تفسير نشده است؛ بلکه در دايرة قانون محصور، و آزادي به «انجام هر چيزي که قانون اجازه دهد» تعريف شده است. در اعلاميه حقوق بشر (Huomanrihts) فرانسه (مصوب 1789) نيز آزادي به معني توانايي بر انجام کاري تفسير شده است که به ديگران زيان نرساند (عميد زنجاني، 1388، ص 187-188).

اما پرسش اين است که راه‌کار اجراى درست قانون و يا راهبرد عملياتي سامان يافتن آزادي چيست؟

نگاه اسلام به آزادي يک نگاه کامل و همه‌جانبه  است. آزادي در نگاه اسلامي بر اساس نيازهاي مرجع آزادي يا کسي که آزادي براي او در نظر است ـ يعني انسان ـ ترسيم و ساماندهي شده است. بنابراين، از منظر اسلام، از آن‌جهت که انسان، بهره‌مند از استعدادهاي بالقوه و تمايلات عالي انساني است، چند نکته دربارة آزادي قابل استنباط و تأکيد است:

اولاً به لحاظ انسان‌شناسي اسلام، انسان به‌طور ذاتي نيازمند آزادي است؛ زيرا موجودي انتخاب‌گر و داراي استعدادهاي بالقوه است، نه بالفعل. بنابراين، انسان تنها در پرتو آزادي و بهره‌مندي از قدرت انتخاب آزاد، مي‌تواند استعدادهايش را شکوفا سازد و به تکامل انساني خويش دست يابد.

ثانياً ارزش آزادي نيز ارزش غير‌ذاتي، بلکه اکتسابي و ناشي از موارد و نحوة کاربرد آن است؛ يعني ملاک تحسين يا تقبيح آن معلول پيامد يا ثمره و يا موضوعي است که آزادي در آن به‌کار مي‌رود و يا از کاربرد آزادي حاصل مي‌شود. تنها آزادي‌هايي ارزشمند و پسنديده است که موضوع و آثار آن در راستاي شکوفايي استعدادهاي انساني و در خدمت کمال انساني و معنوي فرد و يا جامعه قرار گيرد.

ثالثاً از نگاه اسلام، انواع آزادي نيازمند ساماندهي و تقييد به حدود و تضييق به ضوابط در درون مرزهاي خردپسند آزادي است. اصولاً آزادى بي‌سامان و بدون رعايت قانون در واقع هرج‌و‌مرج است كه حتي تصور آن وحشت‏آفرين و ناپسند شرع و عقل است. اسلام در تعيين مرز و ملاک تضييق آزادي، به دو بعدي بودن انسان نظر دارد که مصالح هر دو بعد بايد مورد توجه باشد. بنابراين، در نگاه اسلامي مبتني بر انسان‌شناسي الهي، حدود آزادي نيز صرفاً لطمه به قانون و يا اضرار به آزادي و منافع مادي ديگران نيست؛ چنان‌که در متون و اعلاميه‌هاي حقوق بشر غربي آمده است؛ بلکه حدود آزادي از ديدگاه اسلام، فراتر از اينها و لطمه به هر بخش از اجزاي مصالح مادي و معنوي فرد و جامعه است. منطق اين سخن نيز آن است که همه افراد جامعه حق تکامل فراگير و متوازن در ابعاد مادي و معنوي خويش را دارند. پس براي پاسداشت اين حق اساسي انسان، بايد جلو آزادي‌هاي مخل تکامل گرفته شود (مصباح، 1388، ص 155ـ156).

حال پرسش کليدي اين است که چه تضميني براي رعايت حدود و ضوابط مورد نياز براي تحديد آزادي در نظر گرفته شده است؟

در پاسخ به اين پرسش، اولاً بايد بدانيم که ليبراليسم غربي پاسخي قانع‌کننده و راه‌کاري عملياتي در اين‌باره ندارد؛ مگر برخي ديدگاه‌هاي کلي و اينکه دولت‌ها مسئول‌اند؛ اما اينکه دولت‌ها تا چه اندازه حق دخالت دارند و يا اينکه توانايي آنها براي انجام اين مسئوليت چقدر است، پرسشي است که نگاه به وضعيت موجود و جاري غرب به ما پاسخ خواهد داد. در اين زمينه، وضعيت اجتماعي موجود حاکم بر جوامع غربي، و اعترافي افرادي مانند مايکل کوک نويسنده کتاب شايست و ناشايست در انديشه اسلامي و امثال اين شواهد، رساترين گواه اين مدعاست که در نگاه غربي، سازوکار مفيد و مؤثري براي تضمين رعايت حدود آزادي و حرمت قانون و جلوگيري از آزادي‌هاي لجام گسيخته و آسيب‌رسان به منافع، مصالح و آزادي ديگران وجود ندارد.

اما در نگاه اسلامي، پاسخ بسيار روشن، قاطع، دقيق و تأثيرگذار در اين زمينه وجود دارد، و آن فريضه امر‌به‌معروف و نهي از منکر است که همانند يک ابزار بسيار کارآمد باعث مسئوليت عمومي و کنترل همگاني در جامعه مي‌شود. نقش امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، ساماندهي اوضاع اجتماعي و سامان‌بخشي و کنترل و هدايت آزادي‌هاست. اگر انسان آزاد و قادر بر انتخاب هرگونه رفتاري در جامعه، کنترل و هدايت نشود، دچار لجام‌گسيختگي، هرج‌و‌مرج، بي‌‌بندباري‌ها و تجاوز به منافع و حقوق و آزادي ديگران و شکستن مکرر ضوابط و قوانين مي‌شود.

پس امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، نه‌تنها پديده‌اي ضد‌آزادي نيست، بزرگ‌ترين حمايت و صيانت‌کننده آزادي است. اين فريضه الهي سامان‌دهنده و هدايت‌کننده آزادي در مسير صحيح و در چارچوب حفظ حدود قانون و منافع و مصالح مادي و معنوي انسان است.

نقش امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر در استبدادزدايي

يکي از راه‌‌هاي شناخت نقش حمايتي امر‌به‌معروف و نهي از منکر از آزادي و فهم نسبت واقعي دو فريضه با آزادي، رصد ميزان و نحوه تأثيرهاي مثبت اين دو فريضه در تحقق و يا صيانت از آزادي است. بدين‌منظور، به آيه‌اي از قرآن در اين‌باره اشاره مي‌کنيم: «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل‌عمران: 104)؛ و بايد از ميان شما، گروهى، [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.

گرچه اين آيه که از مهم‌ترين مستندات وجوب امر‌به‌معروف و نهي از منکر است، به تنهايي دلالتي روشن بر نقش و تأثير اين دو فريضه بر صيانت از آزادي ندارد، اما به کمک ديگر مستندات و تحليل محتوايي نسبت به قلمرو موضوع و پيام حکم، از اين آيه شريفه، يک نکته اساسي مربوط به اين بحث قابل استنباط است که از عموم اطلاقي «المعروف» و «المنکر» شموليت آن نسبت به هرنوع فعل و رفتار ناپسند فردي و اجتماعي، شهروندان و يا حاکمان، به دست مي‌آيد. بنابراين، واژه منکر شامل استبداد حاکم ستمگر نيز مي‌شود. بر اين اساس، عمل به اين دو فريضه آزادي و آزادگي از دست فرمانروايان ستم‌پيشه را در پي خواهد داشت.

پس اين دو فريضه، از اين حيث، عامل مهم تقويت‌کننده و مصونيت بخش آزادي‌هاي سياسي و مدني به‌شمار مي‌رود. بنابراين، نهي از منکر به شدت تضمين‌کننده و حمايت‌گر مهم‌ترين مصاديق و بزرگ‌ترين نوع آزادي، يعني رهايي از چنگال استبداد در جامعه است.

نقش‌آفريني دو فريضه در احياي آزادگي

امر‌به‌معروف و نهي از منکر موجب احياي روحيه آزادگي، استقلال فکري، حس مشارکت در سرنوشت جمعي و جرئت افراد در برابر فرمانروايان مي‌شود؛ زيرا يکي از مصاديق و راهبردهاي مهم دو فريضه الهي امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، نصيحت حاکمان و فرمانروايان است.

امر‌به‌معروف و نهي از منکر در مشروعيت بخشيدن به حق اظهارنظر در برابر فرمانروايان متخلف، در روند ايجاد و تقويت احساس آزادگي و بالندگي به افراد و شهروندان کمک مي‌رساند. امر‌به‌معروف و نهي از منکر با اين نقش‌آفريني تحسين برانگيز، در واقع موجب نجات اصل آزادي از زير چکمه‌هاي شوم خفقان و سکوت ذلت‌بار مي‌شود.

بي‌ترديد يکي از انواع مهم آزادي، آزادي رفتار و گفتار در حوزه سياسي و در ارتباط با کردار و پندار حاکمان، کارگزاران و کانون‌هاي قدرت و حاکميت در جامعه است. بنابراين، توجه به اين نکته بسيار اهميت دارد که امر‌به‌معروف و نهى‌از‌منكر، نه تنها ضد آزادي‌هاي خردپسند نيست، از مهم‏ترين عوامل آزادى و استقلال اجتماعي انسان و انسانيت است.

در نظام‏هاى ديكتاتورى و توتاليتر، نصيحت فرمانروايان و واداشتن زمامداران به امور شايسته و دور کردن آنها از ناشايست‌ها، به هيچ وجه پذيرفته و امکان‌پذير نيست؛ اما در نظام اسلامي مبتني بر احکام فقهي، تدابيري بي‌نظير دربارة تحريک حس مسئوليت اجتماعي بر پايه امر‌به‌معروف و نهي از منکر تشريع شده است که مايه حفظ مصالح مادي و معنوي و باعث نشاط، آزادي و کمال و کرامت انساني مي‌شود.

در حقيقت، در اسلام، حق آزادي در قالب تکليف امر‌به‌معروف و نهي از منکر تضمين شده است. اين حق هم براى توده‌هاي مردمي و شهروندان، و هم براى زمامداران، به صورت عادلانه در نظر گرفته شده است. در حديثي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله آمده است: «ثَلَاثٌ لَا يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَخْلَصَ الْعَمَلَ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ السَّمْعَ وَالطَّاعَةَ وَالْمُنَاصَحَةُ لِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَلُزُومُ جَمَاعَتِهِمْ» (طبرسى، 1403ق‏، ج 1، ص 152)؛ قلب انسان مسلمان در سه چيز نبايد خيانت كند: در (خلوص نيت) و خالص انجام دادن کار براي خداوند؛ در خيرخواهى و نصيحت فرمانروايان و پيشوايان مسلمين (واداشتن به شايست و وازدن از ناشايست)؛ همراهى با جماعت آنان (اهميت دادن به مصالح عمومي و پرهيز از تکتازي در جامعه).

بنابراين، کنار زدن امر‌به‌معروف و نهي از منکر به اتهام مخالفت با برخي سطوح کم ارزش و بلکه مضر و زيان آور آزادي‌هاي هوس‌پسند، اقدام و ايده‌اي نا‌ميمون است که يا ناشي از سطحي‌نگري نسبت به سرشت، پيامدها و حدود آزادي است، و يا ريشه در بي‌خبري از نقش‌آفريني‌هاي بي‌نظير و بي‌بديل دو فريضه الهي امر به‌معروف و نهي‌ازمنکر دارد؛ فريضه‌هاي که در تضمين حقوق همگان، سامان بخشيدن به آزادي، پرهيز دادن از ناهنجاري‌هاي اجتماعي و سياسي، جلوگيري از نهادينه شدن استبداد سياسي، و رهايي از آفت ظلم و ستم‌هاي نظام‌يافته، به‌خوبي و به نحو کاربردي، نقش ايفا مي‌کنند.

نتيجه‌گيري

در اين تحقيق روشن شد که پيش‌فرض بسياري از شبهات دربارة رابطه و نسبت امر‌به‌معروف و نهي‌از منکر‌ با اصل آزادي، يک باور سطحي و يا هوس آلود است که بر اساس آن، گمان مي‌شود محدوديت و تضييق در هر يک از موارد و يا مراحل آزادي عمل فردي، حتي نسبت به آزادي‌هاي مخرب و مضر، مساوي با اختلال در اصل و کل آزادي است. براي مثال، اگر رفتارها و روابط جنسي افراد و يا سبک و فرهنگ پوشش در زنان را در جامعه در نظر بگيريم، خواهيم ديد که از ديدگاه اسلام برخي آزادي‌هاي هوس‌پسند در روابط جنسي زنان و مردان و يا بي‌بندباري‌هاي جنسي و اخلاقي، مضر و ممنوع تشخيص داده شده، و رعايت حريم مراودات و پوشش شرعي براي زن و مرد لازم است؛ تا جايي که تحت عنوان حرمت بي‌عفتي و يا بي‌حجابي، منکر و جرم تلقي شده و در برخي مراحل و موارد، مستحق عقوبت و مجازات است. بنابراين، بر همگان و يا لااقل بر متوليان اجراي امر‌به‌معروف و نهي از منکر است که در چنين مواردي دخالت و ممانعت کنند.

با توجه به تعريف و ماهيت آزادي، دريافتيم که اين پديده به‌صورت مطلق و لجام‌گسيخته نه‌تنها شايسته و خردپسند نيست، به اذعان همه وجدان‌هاي بيدار، بي‌قيد‌و‌بند بودن آزادي مخرب زيان‌آور است. ضرورت عقلي و عقلايي تضييق و تحديد آزادي، حتي از منظر پديدآورندگان بنيان‌هاي اوليه حقوق بشر ليبرالي غرب نيز پذيرفته و حتمي است؛ گرچه در موقع عمل به اين ضرورت عجز نشان مي‌دهند. پس محدود کردن آزادي به حدود قانون، مصالح مادي و معنوي افراد و جامعه و متناسب‌سازي آن با نيازها و ضرورت‌هاي هر دو جنبه مادي و معنوي انسان، امر ضروري و خردپسند است.

با توجه به نکته پيشين، تحديد آزادي در جامعه و جلوگيري از خودسري‌ها و سوءاستفاده‌هاي هوس‌پسند از نعمت آزادي، نيازمند طراحي و تدبير سازکارهاي لازم جهت ضمانت اجراي مطمئن و عملياتي در جوامع است. البته نهاد رسمي دولت به‌تنهايي از عهده چنين مسئوليت سنگين و حساسي بر‌نمي‌آيد. افزون بر اين، طراحي سازوکاري براي جلوگيري از خودسري صاحبان قدرت نيز امر واجبي است که بايد غيردولتي باشد. بهترين راه‌کار در اين‌باره راه‌کار طراحي‌شده از سوي دين است که در اسلام تحت عنوان دو فريضه مهم امر‌به‌معروف و نهي از منکر بر آن تأکيد مي‌شود. مزيت اين سازوکار نظارتي بدين شرح است:

الف. راهبرد نظارت همگاني در امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، با کمترين هزينه و در همه جا قابليت اجرا و تأثير‌گذاري دارد.

ب. موجب رعايت عدالت و مساوات شده و سازوکار رهايي از خطر استبداد حاکمان نيز در آن ديده مي‌شود؛ زيرا در اين طرح، نظارت چندسويه است؛ نظارت شهروندان بر همديگر و نسبت به حکام و بعکس.

ج. به دليل مشروعيت يافتن و صبغه ديني گرفتن نظارت و نصيحت نسبت به فرمانروايان تا حد قيام و انقلاب عليه رژيم‌هاي استبدادي، اين سازوکار بسترساز و الهام بخش بزرگترين و مهم‌ترين نوع آزادي در جامعه است؛ چنان‌که به همين دليل قدرت بازدارندگي بالايي نيز در برابر هر نوع زورگويي و افزون طلبي را نصيب شهروندان و کل جامعه مي‌سازد؛ زيرا در صورت اجراي درست و پايبندي همگان به اين وظيفه شرعي، بنياد و ريشه‌هاي هر زياده‌خواهي و کج‌روي از بين خواهد رفت.

د. سازوکار نظارتي امر‌به‌معروف‌و نهي از منکر به دليل بهره‌مندي از پشتوانه عقيدتي و ديني، موجب بر انگيختن افراد و باعث ايثار و فداکاري در اين راه نيز مي‌شود؛ نمونه تاريخي آن، قيام خونين حسين‌بن‌‌علي‡ و يارانش در نهضت کربلاست که در برابر کج‌روي‌هاي ستمگران، و براي نجات ارزش‌هاي انساني، و تحقق آزادي‌هاي مشروع، بر پايه همين دو فريضه الهي، از جانشان نيز گذشتند و براي همه انسان‌هاي تاريخ الگو شدند و راه را به ديگران نيز نشان دادند.

ه‍ . برخلاف اين تصور سطحي که با مانع قلمداد کردن امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، ممکن است آن را کاملاً در تضاد با اصل آزادي ببيند، اثبات شد که رابطه و نسبت اين دو متغير، رابطه تعامل است، نه تضاد، که با توجه به موارد و شرايط مختلف، گاهي نسبت علي و معلولي دارند، و در مواردي نيز هر دو متأثر از عوامل واحدي هستند. در اغلب موارد، امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، هم موجب شفاف‌سازي مرزهاي آزادي، و هم ضمانت اجراي آن در مسير صحيح مي‌شود، و هم به دليل خصيصه ستم‌گريزي اين دو فريضه، موجب تقويت و استحکام آزادي و آزادگي و استقلال نظر و رفتار شهروندان مي‌شود.

البته همه مزيت‌هاي ياد‌شده براي سازوکار نظارتي امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، منوط به وظيفه‌شناسي انسان در برابر اين واجب شرعي و احياي درست آن در جامعه خواهد بود.

منابع

افروغ، عماد، نگرشي ديني و انتقادي به مفاهيم عمده سياسي، چ دوم، تهران، فرهنگ دانش، 1380.

آشوري، داريوش، دانشنامه سياسي، چ10، تهران، مرواريد، 1386.

آقابخشي، علي، و افشاري‌راد، مينو، فرهنگ علوم سياسي، تهران، چاپار، 1379.

بيات، عبدالرسول، فرهنگ واژه‌ها، قم، موسسه انديشه و فرهنگ ديني، 1381.

حراني، ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، چ دوم، قم، جامعه مدرسين، 1404.

سروش، عبدالکريم، «عقل و آزادي»، دو ماهنامه کيان، س 2، ش 5، فروردين و ارديبهشت1371.

طبرسي، احمد‌بن‌علي، الإحتجاج علي أهل اللجاج‏، ج1، مشهد، مرتضي، 1403ق.

طريحي، فخر‌الدين، مجمع البحرين، ج 5، چ 3، تهران، كتابفروشي مرتضوي، 1416ق.

گري، تيم، آزادي، ترجمه محمود سيفي پَرگو، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي، 1387.

مبشري، اسداله، حقوق بشر، بي‌جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، بي‌تا.

مشكيني، ميرزا‌علي، مصطلحات الفقه، بي‌جا، بي‌تا.

مصباح يزدي، محمدتقي، بزرگترين فريضه، تدوين قاسم شبان‌نيا، چ2، قم، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني‌ره، 1389.

مصباح يزدي، محمدتقي، نگاهي گذرا به حقوق بشر از ديدگاه اسلام، چ1، قم، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1388.

مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‌8، چ1، تهران، مركز الكتاب للترجمة و النشر، 1402.

ناصر‌زاده، هوشنگ،  اعلاميه‌هاي حقوق بشر، چ1، تهران، ماجد، 1372.


[1]. دانش‌پژوه دکتري فقه سياسي و دانش‌آموخته سطح چهار                            Amin.mobalegh@yahoo.com