امر‌به‌معروف و نهي ‌از ‌منكر و نسبت آن با آزادي و حقوق بشر

ضميمهاندازه
4.pdf627.32 کيلو بايت

با حضور آيت‌الله اراكي، آيت‌الله كعبي و حجج اسلام مبلغي، بي‌ريا، راعي
و آقايان دكتر عظيمي شوشتري و دكتر بازرگان

اشاره

آنچه مي‌خوانيد گزيده اي از گفت‌وگوي علمي پيرامون امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منكر و نسبت آن با آزادي و حقوق بشر است كه در چند برنامه و با حضور دانشوران ارجمند آيت‌الله اراكي، آيت‌الله كعبي و حجج اسلام مبلغي، بي‌ريا، راعي و دكتر شوشتري عظيمي و دكتر بازرگان صورت گرفته است.

آيت‌الله شيخ محسن اراکي

به‌نظر ما معروف و منكر در هر جامعه‌اي همان نظام معقول شايسته‌ها، و بايسته‌ها ازيك‌سو و يا ناشايسته‌ها ازسوي‌ ديگر در هر جامعه است؛ هر جامعه‌اي مجموعه‌اي از ارزش‌ها را مي‌پذيرد كه ‌اين ارزش‌ها، شايسته‌ها و بايسته‌هاي آن جامعه‌ را تشكيل مي‌دهند. وقتي جامعه‌اي نظام ارزشي خاص، و مجموعه‌اي از بايسته‌ها و شايسته‌ها را پذيرفت، اين شايسته‌ها و بايسته‌ها، معروف آن جامعه به‌شمار مي‌آيد. اين مجموعه‌ به‌هم پيوسته شايسته‌ها و بايسته‌ها يا ناشايسته‌ها و نابايسته‌ها در هر جامعه‌اي، نظام معروف و منكر يا فرهنگ آن جامعه‌ را تشكيل مي‌دهند. در واقع، اين نظام فرهنگي، هويت جامعه را شکل مي‌دهد. بنابراين، نظام امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر، اساس ساير نظام‌هاي اجتماعي است.

امر‌به‌معروف و نهي از منکر نه‌تنها از لحاظ عملي و اجرايي زيرساخت ساير تكاليف اجتماعي‌ را به‌وجود مي‌آورد، حتي از نظر توحيد و از لحاظ نظري نيز مبناي نظري ساير نظام‌هاست و ازهمين‌جا رابطه‌ امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر با حقوق بشر معلوم مي‌شود. ما هيچ‌گاه نمي‌توانيم حقوق بشري داشته ‌باشيم كه جداي از فرهنگ جامعه باشد؛ يعني حقوق بشر همان‌ نظام معروف‌ها و منكرهاست؛

اگر نظام معروف و منكر در يك‌ جامعه و نظام معروف و منكر در جامعه‌اي ديگر متفاوت بود، نبايد انتظار داشت‌ كه در هر دو جامعه، مجموعه‌ واحدي از نظام حقوق بشر وجود داشته باشد.

بر اين اساس، ارائه‌ يك حقوق بشر براي همه‌ جوامع ممكن نيست؛ مگر آنکه يك مبنا و زيرساخت واحدي در مجموعة ارزش‌هاي فرهنگي يا در مجموعه‌ نظام معروف‌ و منكرها تعريف کنيم.

حقوق بشر يعني‌چه؟ همه‌ حقوق منشأيي دارند كه آن منشأ حق ذاتي‌ است و حق ذاتي را تنها زماني مي‌توان تصور کرد كه ما قائل به خدا باشيم؛ خدايي كه داراي حق ذاتي است؛ يعني خدايي‌ كه صفاتش صفات بالذات است؛ خالقيت و رازقيتش بالذات است؛ بر مبناي اين خالقيت و رازقيت حقي دارد كه آن حق، حق بالذات است؛ يعني حقي است‌ كه ديگري به‌ او عطا نكرده است؛ بلكه اين حق از ذات او نشئت مي‌گيرد و آن حق اين ‌است ‌كه موجودات و مخلوقاتي را كه آفريده، نسبت به آنها مالك است؛ نسبت به آنها رازق است؛ آنها از او اطاعت كنند و او را بپرستند؛ اين اطاعت و حضور، حق بالذاتي ‌است‌ كه براي خداي متعال ثابت است. ساير حقوق نيز از ‌حق اطاعت نشئت مي‌گيرند؛ يعني برگشت همه‌ حقوق ديگر به‌‌ اين حق اطاعت است؛ هرجا مرز اطاعت خدا صدمه ببيند، حقي پايمال شده است.

چون مبناي همه‌ حقوق اراده‌ الهي ‌است، خود خداي متعال براي بشر بر خودش حقوقي معين فرموده است، و اين حقوق، حقوقي است‌ كه مي‌توان از آنها در منظومه حقوق بشر ياد كرد؛ چون حقوقي است‌ كه خدا براي بشر، بر خود مفروض دانسته است. براي مثال، اين حق را خداي متعال براي انسان‌ها بر خود مفروض داشته است كه اگر ديگران امر او را اطاعت کنند، او در برابرش به آنها پاداش دهد؛ اين از آن نمونه‌ حقوقي است‌ كه خداي متعال برخود اعتبار و فرض كرده است. بنابراين، اگر از ديدگاه اسلامي همين حقوق شرع را تبيين كنيم، شامل آن دسته از حقوقي خواهد شد كه خداي متعال براي بشر بر خود فرض و اعتبار كرده‌ است.

دو نوع رابطه‌ بين امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر و حقوق بشر وجود دارد؛ يكي رابطه‌ نظري، بدين‌معنا كه نظام حقوق بشر در سطح تئوري از بستر مضنون‌هاي مربوط به معروف و منكر برمي‌خيزد؛ يعني بر مبناي اين معروف و منكرها، الزام‌هايي را تعريف مي‌كنيم؛ مانند اينکه برمبناي معروف‌ها و منكرها تعدي به ديگران ظلم است؛ در اينجا حقي براي بشر بر اين ‌مبنا شكل مي‌گيرد و آن اينکه هر انساني حق دارد در برابر تجاوز ديگران از حريم خودش دفاع كند، و اين همان حق دفاع است؛ دوم از نظر عملي، که ضمانت اجرايي حقوق بشر، همين امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر است؛ بنابراين، يكي‌ از امتيازات دين اسلام و نظام اسلامي اين ‌است‌ كه تنها به تعريف حقوق اكتفا نكرده، و در كنار تعريف و تبيين مرزهاي حقوق، براي آن ضمانت اجرايي نيز ارائه کرده است.

نکته ديگر اين است که آيا لازم‌ است‌ نهي‌ازمنكر به نتيجه برسد؟ در پاسخ بايد گفت هميشه چنين اقتضايي وجود ندارد؛ لازم نيست حتماً بدانيم که نهي از منكر به‌نتيجه مي‌رسد؛ يعني منجر به از بين ‌رفتن منكر مي‌شود؛ همين که با نهي‌از‌منكر، منكر بودن منكر را در جامعه تثبيت كنيم، بدان معناست که هويت فرهنگي جامعه را حفظ كرده‌ايم؛ حمايت از هويت فرهنگي جامعه که در واقع زيرساخت يك جامعه است، خود يک هدف است؛ زيرا تغيير نظام بايست‌ها و نابايست‌ها يا تغيير نظام شايسته‌ها و ناشايسته‌ها بسيار خطرناك است؛ وقتي هويت جامعه‌اي تغيير يابد، آينده‌ آن جامعه تباه خواهد شد؛ يعني جامعه‌اي‌ كه هويت فرهنگي منحرفي پيدا كند، امكان اصلاحش منتفي خواهد بود، مگر آنکه دوباره هويت به او بازگردد.

متأسفانه برخي مي‌پندارند امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر موجب نقض حقوق بشر مي‌شود؛ درحالي‌که امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر نه تنها تناقض و منافاتي با حقوق بشر و آزادي‌ها ندارد، بلكه بهترين راه تضمين‌كننده‌ حقوق بشر در هر دو بعد فردي و اجتماعي است. افزون بر اين، مبناي نظري حقوق نيز خود نظام معروف‌ها و منكرهاست.

برخي مي‌پندارند منشأ امر‌به‌معروف و نهي از منکر آزادي بيان است؛ يعني بايد آزادي بيان داشته باشند تا بتوانند امر‌به‌معروف و نهي از منکر کنند؛ درحالي‌که اين‌گونه نيست. منشأ آن، ولايت الهي است که خداوند به مؤمنان داده است و ريشه در بندگي خدا دارد.

آيت‌الله عباس کعبي

امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر، همه منظومه فکري جامع اسلام در عرصه باورها، ارزش‌ها، رفتارها، روش‌ها و ساختارها، در جنبه‌هاي گوناگون فکري، فرهنگي، اخلاقي، اجتماعي، تربيتي، مديريتي و عرصه‌هاي خدماتي و عرصه‌هاي مختلف مربوط به نهادها، مانند نهاد خانواده، بازار، اقتصاد، دولت، رسانه، نهادهاي مذهبي مثل مسجد و مناسک و اقشار گوناگون جامعه مثل زنان، مردان، جوانان، دانشگاهيان، حوزويان، کارمندان، کارگران و معلمان را دربرمي‌گيرد. در‌واقع، امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنکر ضمانت اجراي اسلام در عرصه‌هاي مختلف است.

برخي مي‌پندارند منشأ امر‌به‌معروف و نهي از منکر آزادي بيان است؛ يعني بايد آزادي بيان داشته باشند تا بتوانند امر‌به‌معروف و نهي از منکر کنند؛ درحالي‌که اين‌گونه نيست. منشأ آن، ولايت الهي است که خداوند به مؤمنان داده است و ريشه در بندگي خدا دارد. اين موضوع برخاسته از حق آزادي بيان نيست؛ بلکه نوعي شباهت‌سازي مفهومي با مباني متفاوت است. حق آزادي بيان با ادبيات معاصر مربوط به ادبيات ليبراليسم است. امر‌به‌معروف و نهي از منکر مربوط به منظومة نظام حقوقي اسلام است و بايد در اين منظومه معنا شود.

حجت‌الاسلام والمسلمين
احمد مبلغي

اسلام براي معالجه و اصلاح جامعه دو راهکار دارد؛ يکي اصلاح از نوع ارشاد، و ديگري از نوع امر‌به‌معروف و نهي‌‌ازمنكر؛ اگر جامعه چنان است که امر‌به‌معروف‌ها و نهي‌از‌منکر‌ها در افراد آن تأثير نمي‌گذارد، بدان معناست که اين جامعه از نظر معرفتي در جايگاه تنزل‌يافته‌اي قرار گرفته است و بايد آن را از اين حيث ارتقا بخشيد. امر‌به‌معروف و نهي از منکر هميشه براي جاهايي است که بخشي از جامعه به قوانين و معروف‌ها عمل مي‌کنند و برخي ديگر مي‌خواهند جامعه را آلوده کنند. در اين صورت، براي مواجهه با گروهي که قصد آلوده کردن جامعه را دارند، بايد با سلاح امر‌به‌معروف و نهي از منکر به ميدان آمد. اگر همه در حال انجام دادن يک نوع گناه هستند، امر‌به‌معروف و نهي از منکر به‌معناي خاصش نبايد پيگيري شود؛ بلکه بايد در اين شرايط به معرفت‌افزايي روي آورد و از روش ارشاد استفاده کرد.

در امر‌به‌معروف و نهي از منکر بايد به دو نکته توجه کنيم؛ نخست اينکه اين موضوع را صرفاً روي يک موضوع خاص متمرکز نکنيم؛ زيرا در اسلام گناهان متنوعي بيان شده است که از حيث رتبه، برخي از آنها کبيره و برخي صغيره‌اند. اگر دستگاه امر‌به‌معروف و نهي از منکر را روي يک گناه خاص متمرکز، و به گناهان ديگر بي‌توجهي کنيم، هم آن گناهاني که امر‌به‌معروف نسبت به آنها انجام نمي‌گيرد، رخ مي‌دهد و هم گناهي که درباره آنها امر‌به‌معروف صورت مي‌گيرد؛ زيرا اين يک منظومه است. براي مثال، چه‌بسا در جامعه ده‌ها گناه اقتصادي يا فردي و يا اجتماعي صورت گيرد؛ اما اگر فقط روي بي‌حجابي تمرکز، و امر‌به‌معروف و نهي از منکر را صرف آن کنيد، اين نوعي ضربه زدن به مسئله امر‌به‌معروف و نهي از منکر است؛ نکتة دوم اين است که اين موضوع بايد همگاني باشد. اگر در جامعه چندميليوني فقط تعداد محدودي امر‌به‌معروف کنند، اين بي‌تأثير خواهد بود؛ بلکه کار بايد به‌صورت همگاني و گروهي باشد. بنابراين، لازم است جامعه اول به شکل گروهي امر‌به‌معروف کند؛ اگر جامعه به سمتي رفت که گروهي امر‌به‌معروف نکردند، بدين‌معناست که خللي در نگاهشان نسبت به امر‌به‌معروف هست. پس نخست بايد خود امر‌به‌معروف را برپا داشت و بعد به سمت احيا و پايداري و برپا داشتن وظايف ديگر پيش رفت.

آيت الله اراكي:

برخي مي‌پندارند امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر موجب نقض حقوق بشر مي‌شود؛ درحالي‌که امر‌به‌معروف و نهي‌ازمنكر نه تنها تناقض و منافاتي با حقوق بشر و آزادي‌ها ندارد، بلكه بهترين راه تضمين‌كننده‌ حقوق بشر در هر دو بعد فردي و اجتماعي است.

 حجت‌الاسلام والمسلمين
دکتر مسعود راعي*

امر‌به‌معروف و نهي از منکر چه در امت‏هاي گذشته، چه در امت اسلامي و چه در جامعه جمهوري اسلامي، هميشه يک مسئله مهم بوده است. آيات قرآن نيز اين موضوع را يادآور شده‌اند که هميشه انبياء با اين مسئله مواجه بوده‌اند.

نکته اول اينکه، بين اصول قانون اساسي تفاوت‌هايي وجود دارد؛ برخي اصول بدون هرگونه پيش‏زمينه‏اي، قابليت اجرا شدن دارند؛ اما اجرا کردن اصل هشتم قانون اساسي بدون فرهنگ‏سازي امکان‌پذير نيست. براي مثال، حقوق بشر اروپايي و گفتمان جهاني پس از حدود دويست سال فرهنگ‌سازي شکل گرفته است؟

نکته مهم اين است كه بايد امر‌به‌معروف و نهي از منکر را از دو بعد فردي و حکومتي بررسي کرد. پرسش اين است که آيا از منظر فقه حکومتي، در حوزه امر‌به‌معروف و نهي از منکر يک سند متقن علمي با قابليت اجرايي شدن وجود دارد؟ به نظر مي‌آيد هنوز چنين چيزي نداريم. البته مي‌توانيم اقوال فقيهان را در کنار هم گردآوريم؛ ولي بين اين اقوال و رويکرد اجرايي و عملياتي تفاوت زيادي وجود دارد.

نکته ديگر اينکه، آيا امر‌به‌معروف و نهي از منکر بعد حاکميتي است يا مجراي حاکميتي؟ به نظر مي‌آيد ريشه اين نگاه، نبود نگاه دقيق به اين مسئله است؛ امر‌به‌معروف و نهي از منکر بايد هم جنبه حاکميتي داشته باشد و هم مجراي اعمال حقوق حکومتي است. يکي از شروط امر‌به‌معروف و نهي از منکر هم اين است که احتمال خوف و آبرو براي خود و ديگران نداشته باشد؛ چه زماني مي‌توان اين هزينه‏ها را کم کرد؟ هنگامي که فرد در پناه حاکميت باشد و اين زماني معنا مي‌يابد که اين موضوع در فقه حکومتي تبيين شده باشد، وگرنه اگر از منظر فردي بدان بنگريم، احتمالات زيادي وجود دارد و چه بسا بر اساس احتياط اين وظيفه را وانهيم.

حجت الاسلام والمسلمين دکتر محمدناصر سقاي بي‏ريا[1]

ماهيت مقوله امر‌به‌معروف و نهي از منکر اجتماعي است؛ يعني به‌‌منزلة يک پديدة اجتماعي قابل تغيير مطرح است. براي مثال، حضرت امير عليه السلام در نهج‏البلاغه مي‌فرمايند: «و لاعندهم انکر من معروف و لاعندهم اعرف من المنکر»؛ يعني گروهي هستند که چيزي نزدشان منکرتر از معروف، و معروف‏تر از منکر نيست؛ يا رواياتي که مي‏فرمايند اگر شما امر‌به‌معروف و نهي از منکر نکنيد، به جايي مي‏رسد که منکر معروف، و معروف منکر مي‏شود. پس معلوم مي‏شود اين مفهوم با قضاوت‏هاي عمومي سروکار دارد.

نکته ديگر اينکه، امر‌به‌معروف و نهي از منکر به اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه در همه جوامع يک‌سري ارزش‏ها و هنجارها وجود دارد. در مطالعات حوزه روان‌شناسي، به‌ويژه روان‌شناسي اجتماعي تأثيرگذاري قضاوت‏هاي ديگران در ديدگاه‌ها و رفتارهاي افراد، کاملاً اثبات شده است. آنچه در امر‌به‌معروف و نهي از منکر بيش از جلوگيري از خود رفتار مهم است، حمايت از آن نرم اجتماعي برگرفته از وحي است؛ يعني مهم اين است که اين معروف، معروف و اين منکر، منکر بماند. اگر کسي کار نامأنوسي انجام داد و ده نفر اين خطا را به او يادآوري کنند، بي‌شک در او تأثير خواهد گذاشت؛ زيرا فرد مي‏بيند که جامعه‌پذيراي او نيست. در روايات، آخرين مصيبت ترک اين موضوع، اين نيست که فساد همه جا را مي‏گيرد؛ بلکه آخرين خطر اين است که معروف، منکر و منکر، معروف مي‏شود و اين ارزشمندترين چيزي است که بايد بدان

ØØØامر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر به اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه در همه جوامع يک‌سري ارزش‏ها و هنجارها وجود دارد. در مطالعات حوزه روان‌شناسي، به‌ويژه روان‌شناسي اجتماعي، تأثيرگذاري قضاوت‏هاي ديگران در ديدگاه‌ها و رفتارهاي افراد، کاملاً اثبات شده است. آنچه در امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر بيش از جلوگيري از خود رفتار مهم است، حمايت از آن نرم اجتماعي برگرفته از وحي است؛ يعني مهم اين است که اين معروف، معروف و اين منکر، منکر بماند

توجه کنيم.

غربي‌ها کاملاً به تأثيرگذاري امر‌به‌معروف و نهي از منکر واقف‌اند. براي مثال، وقتي من در خارج از کشور بودم، اگر کسي مقررات راهنمايي و رانندگي را رعايت نمي‏کرد، ديگران براي او بوق ممتد مي‏زدند. پس اين مسئله به مسلماني ارتباطي ندارد. چون رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي براي جامعه‏شان خوب است، و در نتيجه از اين هنجار دفاع مي‏کنند. در هر جامعه‏اي، آن مجموعه ارزش‏ها و هنجارها و معروف‏ها و منکرها متفاوت است. يعني چه‌بسا بر اساس دين و عقايد خودشان هنجارهايي داشته باشند. براي نمونه، ما بر اساس آموزه‏ها و ارزش‏هاي اسلامي يکسري هنجارها داريم؛ بنابراين، خيلي سخت نيست که بگوييم اين با حقوق بشر منافات ندارد. چون همه جوامع اين قوانين را دارند. خود قانون يکي از ارزش‏هاست. يعني اگر کسي از قانون دفاع کند، مصداق امر‌به‌معروف و نهي از منکر است. پس اين مسئله هيچ منافاتي با حقوق بشر دارد.

دکتر عباس‌علي عظيمي شوشتري[2]

بايد مفهوم امر‌به‌معروف و نهي از منکر را فراتر از آنچه هست در نظر بگيريم؛ يعني هر عملي را که بر تشويق افراد به انجام معروف و نهي از منکر دلالت کند، دربرمي‌گيرد؛ براين اساس، هر کسي که براي ارزش‏ها و هنجارهاي مورد قبول خودش تبليغي انجام دهد، به‌زعم خودش تبليغي براي امر‌به‌معروف و نهي از منکر انجام داده است و به اسلام

بايد منظومه‏اي فکر کنيم. غرب منظومه‏اي کار کرده است؛ يعني در غرب، فضاي سياسي و اقتصادي و اصول فرهنگي و اجتماعي‏اش همديگر را پوشش مي‌دهند و در تعارض نيستند؛ منظومه‏اي به نام ليبرال دموکراسي، در حوزه اجتماعي سکولاريسم و در عرصه اقتصاد کاپيتاليسم را ارائه داده است، و همه اينها نيز براي يک مفهوم است. بنابراين، ما نيز در حوزه امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر و به‌تبع آن در حوزه فرهنگ، بايد منظومه‏اي فکر کنيم. بدين‌منظور نيز ابتدا بايد از پايه‏ها شروع کنيم؛ يعني از مفهوم، اهداف، مباني و چرايي شروع، و پس از آن چگونگي اجرايش را بررسي ‏کنيم×××

اختصاص ندارد. در حقيقت تمام دستگاه‏هاي عريض و طويل تبليغاتي، ماهواره‏ها و سايت‏ها امر به يک معروف و نهي از يک منکر مي‏کنند؛ منتها معروف و منکري که مدنظر خودشان است. جالب است با وجود اينکه حقوق بشر به دنبال آن است که انسان‏ها را با يک پلوراليسم فرهنگي مواجه کند، يعني دولت‏ها را در برابر باورهاي آنها بي‏طرف اعلام کند، در گزارش سال2011 سازمان حقوق بشر سازمان ملل آمده است که هدف توسعه پايدار در اين است که انسان‏ها آن‌گونه زندگي کنند که خودشان مي‏خواهند و باور دارند؛ يعني بي‏طرف نسبت به همه باورها.‏ با اين وضع، در نظام ايالات متحده امريکا، بيشترين هزينه را چه در حوزة ابزاري و چه در حوزه روشي، در گسترش آنچه که خودشان معروف يا منکر مي‏دانند، به‌کار مي‏گيرند؛ با اين تفاوت که آنها معرف خودشان را با تعريفي که ما از معروف داريم، کاملاً متفاوت مي‏دانند.

بديهي است وقتي معروف و منکر متفاوت مي‏شود، روش‏هاي معروف و منکر نيز متفاوت مي‏شود. يعني وقتي به سمت هدفي حرکت مي‏کنيد، خواه‌ناخواه روشي که براي رسيدن به آن هدف در نظر مي‏گيريد، رنگ‌و‌بوي اين هدف را پيدا مي‏کند؛ يعني نمي‌توان گفت روش‏ها بي‏طرف هستند و هدف تأثيري در روش‏ ندارد؛ حتي ساختارها هم متفاوت مي‏شوند.

اگر مسئله امر‌به‌معروف و نهي از منکر يک مسئله کلان است و هر دعوتي را دربرمي‌گيرد، پس وزارت ارشاد، صدا و سيما، دفتر تبليغات اسلامي و... نيز يک سازمان امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکري هستند؛ اما ساختار آنها به‌گونه‏اي است که با مفاهيم و اصول و مباني امر‌به‌معروف و نهي از منکر سازگار نيست؟ اين بدان دليل است که اين ويژگي ساختاري که نظام جمهوري اسلامي آن را به کار گرفته است، چيزي نيست که براي معروف و منکر مورد نظر ما طراحي شده باشند؛ يعني حتي اين ساختارها را ما عاريه گرفته‏ايم. فيلم و سينما براي چيست؟ چرا سينماي ما که قرار است بيشترين تأثير را در حوزه امر‌به‌معروف و نهي از منکر داشته باشد، در اختيار ما نيست و حتي قادر نيستيم اين ساختار را متحول کنيم. چرا؟ آيا کافي است که به دخترخانمي بگوييم حجابت را رعايت کن، و بعد صدا و سيماي ما بدترين نوع حجاب را تبليغ کند؟ آيا مي‌توانيم دوگانه عمل کنيم؛ در حوزه عمل به يک شکل

به نظر من اولين مشکل ما در حوزه امر‌به‌معروف و نهي از منکر اين است که نگرش مردم و نيز مسئولان نسبت به امر‌به‌معروف و نهي از منکر يک نگرش مثبت نيست؛ يعني يا نگرشي ندارند يا منفي است يا آسيب ديده است. اگر بخواهيم در مورد پديده‏اي فرهنگ‏سازي کنيم، لاجرم بايد نگرش‌ها را نسبت به آن مسئله تغيير دهيم×××

برخورد کنيم و در حوزه ساختاري به شکلي ديگر. مقام معظم رهبري مي‌فرمايند بايد منظومه‏اي فکر کنيم. غرب منظومه‏اي کار کرده است؛ يعني در غرب، فضاي سياسي و اقتصادي و اصول فرهنگي و اجتماعي‏اش همديگر را پوشش مي‌دهند و در تعارض نيستند؛ منظومه‏اي به نام ليبرال دموکراسي، در حوزه اجتماعي سکولاريسم و در عرصه اقتصاد کاپيتاليسم را ارائه داده است، و همه اينها نيز براي يک مفهوم است. بنابراين، ما نيز در حوزه امر‌به‌معروف و نهي از منکر و به‌تبع آن در حوزه فرهنگ، بايد منظومه‏اي فکر کنيم. بدين‌منظور نيز ابتدا بايد از پايه‏ها شروع کنيم؛ يعني از مفهوم، اهداف، مباني و چرايي شروع، و پس از آن چگونگي اجرايش را بررسي ‏کنيم؛ اما اگر بخواهيم به شکل پراکنده و مجزا کاري انجام دهيم، به نتيجه نخواهيم رسيد؛ بايد کارهاي بنيادي مورد نظر مقام معظم رهبري را با عنوان تحول در علوم انساني آغاز کنيم که يکي از مواردش همين موضوع است.

دکتر رضا بازرگان*

يکي از مسائلي که موضوع امر‌به‌معروف و نهي از منکر را در طي سي سال گذشته تهديد کرده، بحث نگرش است. غربي‏ها واژه‏اي به‌نام Attitude به معناي نگرش دارند که در هجابندي نيز وقتي جمع اين حروف را مي‏بنديد، صد مي‏شود. هيچ کلمه‏اي در زبان انگليسي اين ويژگي را ندارد و مي‏گويند جادوست. آنها بر اين باورند که تا مادامي که نگرش افراد يک جامعه را تغيير ندهيد، نمي‌توانيد کاري انجام دهيد. به نظر من اولين مشکل ما در حوزه امر‌به‌معروف و نهي از منکر اين است که نگرش مردم و نيز مسئولان نسبت به امر‌به‌معروف و نهي از منکر يک نگرش مثبت نيست؛ يعني يا نگرشي ندارند يا منفي است يا آسيب ديده است. اگر بخواهيم در مورد پديده‏اي فرهنگ‏سازي کنيم، لاجرم بايد نگرش‌ها را نسبت به آن مسئله تغيير دهيم.

نکته ديگر اينکه، يکي از موضوع‌هايي که غربي‏ها در آن موفق بودند اين است که به شدت پديده‏ها را عقلايي مي‏کنند. غربي‏ها در حوزه‏هاي فرهنگي به شدت به دنبال عقلايي كردن مسائل هستند. يعني مسائل را آن‏طور که هست ببينند، نه آن‏‌گونه که بايد باشند؛ اما امروزه موضوعي مانند حجاب را با دلسکوت در دانشگاه خود سامان مي‏دهند. رئيس دانشگاه پنسيلوانيا مي‏گويد من بيست هزار دانشجو دارم. اگر دانشجويي را ديديد که برخلاف دلسکوت پوششي داشت، من کارم را رها خواهم کرد. پرسش من اين است که کدام يک از رؤساي دانشگاه‌هاي ما مي‏توانند چنين ادعاي بکنند؛ اين فرد پديده‏اي به نام لباس مشخص براي مکان مشخص را کاملاً عقلايي کرده است؛ حتي موضوع امر‌به‌معروف و نهي از منکر نيز در آنجا وجود دارد؛ البته بدون صبغه الهي و به شکل social و تحت قراردادهاي اجتماعي؛ بدين‌معنا که پديده امر و نهي

چرا ما در امر‌به‌معروف و نهي از منکر جواب نمي‏گيريم؟ چون تکريم در کار نيست. به قول دوستان صاف در پيشاني طرف مي‏رويم! و اين درست نيست. ما مي‏گوييم امر‌به‌معروف و نهي از منکر خوب آن است که داراي چند «تاء» باشد: تکريم، تذکر، تأثير، تأثر، تکرار، تشکر. ×××

را کاملاً عقلايي کرده است. امروز در جوامع اروپايي مردم به راحتي به يکديگر تذکر مي‏دهند؛ مي‌گويند بايد خودکنترلي و دگرکنترلي داشته، و مسئوليت‌‏پذير باشيم؛ اين يعني چشم عمومي (Public Eye)؛ حکومت به مردم گفته است که شما چشم عمومي هستيد.

در برخي از کشورهاي اروپاي شمالي که فقر آفتاب و به همين دليل، كمبود برخي ويتامين‌ها وجود دارد، آنها به محض اينکه آفتاب مي‏آيد، بيرون مي‌آيند و از اين موهبت استفاده مي‌کنند؛ افرادي که سن‌شان بيشتر است، از همان لب پنجره از آفتاب استفاده مي‏کنند. پيرمرد يا پيرزني که کنار پنجره آفتاب مي‏گيرد، بيکار نيست؛ بلکه تلفن همراه و بي‏سيم همراهش دارد. دولت به او گفته است آن چيزي را که مي‏بيني به من گزارش کن و نيازي نيست در کار ديگران تجسس کنيد؛ من خودم برخورد مي‏کنم؛ يعني به راحتي موضوعي به نام امر‌به‌معروف و نهي از منکر را که حدود بيش از سي سال نتوانسته‌ايم به شکل شايسته انجام دهيم، آنها به شکل عقلايي ارائه داده‌اند و جامعه نيز پذيرفته است.

يکي از مشکلات ما در طي اين سال‌ها اين بوده است که قانون‏گذار احساس مي‏کرده است که چه‌بسا اين قانون با بقيه اصول در تباين، تنافر و تزاحم باشد. غربي‏ها در اين نوع مسائل کارها را عقلايي مي‏کنند، نه عقلاني، و به همين خاطر هم پيش مي‏روند. در کشور ما شوراي نگهبان يک نظارت پيشيني‏اي را در انتخابات اعمال مي‏کند. به همين علت برخي کژانديشان اعتراض‌هايي مي‌کنند؛ اما جالب است بدانيد که در فرانسه شوراي قانون اساسي فرانسه در انتخابات و نمايندگان، هم نظارت پيشيني دارد و هم نظارت پسيني؛ يعني اين‌گونه نيست

. . .  قبل از امر‌ و نهي، بايد خود را به ادب و اخلاق مزين کنيم. چقدر در مدارس ما در مورد ادب و اخلاق صحبت مي‏شود؟ آيا آمري که ادب ندارد، امر‌به‌معروفش به دل مي‏نشيند ×××



که يک نماينده بعد از رد صلاحيت شدن چهار سال رها باشد. در قانون اساسي فرانسه تعبيه شده است که شوراي قانون اساسي فرانسه علاوه بر اينکه نظارت پيشيني دارد، نظارت پسيني هم دارد؛ يعني با اين عقلايي کردن، خيلي از کارها را نسبت به ما انقباضي‏تر انجام ‏مي‏دهند؛ اما يک پذيرش عمومي دارد.

نکته بعدي اينکه، ترسي وجود دارد که مي‌پندارند امر‌به‌معروف و نهي از منکر ورود به حوزه خصوصي است. اين موضوع بسيار جدي است؛ يعني اگر دو آيتم را از امر‌به‌معروف و نهي از منکر حذف کنيم، ورود به حوزه خصوصي مي‏شود. آن دو عنصر همان است که امام موسي‌بن‌جعفر عليه السلام در مورد بشر حافي اجرا کردند و به حوزه خصوصي هم ورود نکردند؛ يکي بحث محبت است که مي‌گويند فلسفه امر‌به‌معروف و نهي از منکر محبت است و به تعبير حضرت امام رحمت رحيميه است. آيا کسي در مقابل محبت مي‏تواند موضع بگيرد؟ دوم نيز عنصر تکريم است. همين دو عنصري که امام عليه السلام به آن توسل و تمسک جستند، و وارد حريم خصوصي نيز نشدند؛ در‌حالي‌که در معناي ظاهر، واقعاً ورود به حوزه خصوصي بود؛ اما چون دو مؤلفه محبت و عشق و تکريم را داشت، چنين تلقي‌اي را به وجود نياود.

چرا ما در امر‌به‌معروف و نهي از منکر جواب نمي‏گيريم؟ چون تکريم در کار نيست. به قول دوستان صاف در پيشاني طرف مي‏رويم! و اين درست نيست. ما مي‏گوييم امر‌به‌معروف و نهي از منکر خوب آن است که داراي چند «تاء» باشد: تکريم، تذکر، تأثير، تأثر، تکرار، تشکر. اگر امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکري اين شش مؤلفه‏ را داشته باشد، به يقين مفيد خواهد بود. امروزه حدود هشت تا نه ميليون پرونده قضايي داريم؛ وقتي آنها را بررسي مي‌کنيم درمي‌يابيم که علت اصلي آن اين است که ما با هنر ارتباط کلامي آشنا نيستيم؛ زن و شوهر نمي‌توانند با هم ارتباط کلامي برقرار سازند؛ دانشجوي ما نمي‏داند با استاد چگونه صحبت کند.

ØØØ يکي از مهم‌ترين نقص‌هاي ما در اين عرصه اين است که طي سي سال گذشته، امر‌به‌معروف و نهي از منکر را با عنصر هنر عجين نکرديم. کسي که مي‏خواهد چيزي را تبليغ کند، بايد چهار «عين» را در نظر بگيرد: عشق، عقل، علم، عارف به ذات مخاطب



نکتة ديگر اين است که جامعه به‌طور کلي نسبت به امر و نهي بازتاب منفي نشان مي‏دهد. گوستاولوبون مي‏گويد اگر از من بپرسند چرا امروزه غرب مايه مباهات و رشک ديگر کشورها شده است، پاسخ يک کلمه، و آن انتقاد است؛ اولاً هر چه از قرون وسطي فاصله گرفتيم و به سمت قرون جديد و کلاسيک آمديم، انتقادها عريان‏تر شد، و ثانياً هيئت حاکمه از اين انتقادها استقبال کرد. خيلي جالب است که کسي مانند گوستاولوبون مي‏گويد علت‌العلل پيشرفت مادي غرب در يک کلمه به نام انتقاد نهفته است؛ همان چيزي که ما به آن مي‏گوييم تأثير و تأثر. امروز چقدر جامعه تأثر دارد و پذيرندة نقد است؟ چقدر روي اين موضوع کار کرده‏ايم؟ امروز جامعه ما آشفته مي‏شود و نمي‏پذيرد. به نظر من، مدرسه و دانشگاه ما بايد روي اين موضوع خوب کار کنند؛ زيرا به نظر مي‌آيد آستانه تحمل جامعه پايين است.

يکي از مهم‌ترين نقص‌هاي ما در اين عرصه اين است که طي سي سال گذشته، امر‌به‌معروف و نهي از منکر را با عنصر هنر عجين نکرديم. کسي که مي‏خواهد چيزي را تبليغ کند، بايد چهار «عين» را در نظر بگيرد: عشق، عقل، علم، عارف به ذات مخاطب. به نظر من مورد چهارم خيلي مهم است. سيسه‏روم مي‌گويد اگر مي‏خواهيد براي خودت دشمن بسازي، به کسي سيلي نزن، فقط به يک کسي بگو تو نمي‏فهمي، در اين‌صورت دشمن خوبي برايت خواهد شد. کاري که ممکن است در امر به‌معروف و نهي از منکر ما با جوانان کرده باشيم، اين است که آمر يا ناهي به مأموربه و منهي‌عنه اين را تلقين مي‏کند که شما نمي‏فهميد و من در يک موضع تفرعن و بالاتري هستم.

مسئله بعدي اين است که در جامعه‏اي که قانون نباشد، به طريق اولي امر‌به‌معروف و نهي از منکر نخواهد بود. در جامعه‏اي که مسئولان به نهادهاي قانوني بي‌توجهي مي‏کنند، آيا انتظار داريد امر‌به‌معروف و نهي از منکر نهادينه شود. وقتي مسئولي نسبت به اهرم‏هاي تکليفي ـ تنبيهي و تشويقي قانون تمکين نمي‏کند، آيا توقع داريد مردم از يک جوان امر‌به‌معروف و نهي از منکر بشنوند. به نظر مي‌آيد بايد واقع‏بينانه‏تر به اين قضيه نگاه کرد. نظام بايد يک نظام پاسخگو باشد. ما نمي‌توانيم امر‌به‌معروف و نهي از منکر را در يک حکومت شيشه‏اي اجرا کنيم. چرا الگاريتم حرکت اباعبدالله عليه السلام براي قيام، امر‌به‌معروف و نهي از منکر بود؟ بدين‌خاطر که حکومت به هيچ قانوني، اعم از وضعي و فطري پايبند نبود.

نکتة آخر که بر آن تأکيد دارم اين است که قبل از امر‌ و نهي، بايد خود را به ادب و اخلاق مزين کنيم. چقدر در مدارس ما در مورد ادب و اخلاق صحبت مي‏شود؟ آيا آمري که ادب ندارد، امر‌به‌معروفش به دل مي‏نشيند؟ به نظر من، علت اصلي اينکه امر‌به‌معروف و نهي از منکر اثر ندارد، اين است که با ادب عجين نيست.



* دانشيار دانشكده حقوق دانشگاه آزاد اسلامي واحد مستقل نجف‌آباد.

[1]. معاون پژوهشي و استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني€

[2]. معاون پژوهشي و استاديار پژوهشگاه امام صادق‌ عليه‌‌السلام

* مدرس حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و مدير فرهنگي و اجتماعي ستاد  امر به معروف و نهي از منكر.